تبليغاتX
 دوران زندگی

تلنگر...

يه روزي ميشه که ديگه به تنهايات عادت ميکني ؛ مونس شب و روز تنهايات خود خودت ميشي ؛ ميشيني شبا تا خود صبح واسه خود حرف ميزني ؛ از بدي روزگار و قشنگي لحظه هاش واسه خودت گلاي رنگي ميکشي ؛ خودت ميشي همه کست ؛ با بودن خودت  دلتنگي هم واست بي معني ميشه ؛ روز و شبت به ياد خودت دلتنگ ميشه , روزها از پي هم ميان و ميرن تا ميرسي به يه غريبه ؛ غريبه اي که اومده واسه تلنگر زدنت ؛ اومده يادت بندازه که...
تو اين دنياي شلوغ که پر شده از آدماي جورواجور تنهايت چقدر بزرگه ؛ و بعد بي سر و صدا بزاره بره ؛ غريبه ميره و تو  با تنهايات دوباره تنها ميشي ، تنها درست مثل همون روزاي اول...
دل نوشته امروز:.دوست خوب داشتن بهتر از تنهايي و تنهايي بهتر از با هر کس بودن است


 

نوشته شده توسط امیر (مسافر کویر دلها) در جمعه یکم آبان 1388 ساعت 12:41 موضوع | لینک ثابت


وقتي از خودت لجت مي گيره...

وقتي که مدتها واسي رسيدنش صبر کردي و حالا به جاي هر حرف و سخني ؛ خودت رو به بي اعتنايي مي زني و راضي  هستي  از خودت واسي تموم بي اعتنايي ها ، راضي هستي به خاطر بي اعتنايي  به خودت ؛به خاطر بي اعتنايي  به احساست ،  به  صبرت ؛ به انتظارت ؛ به همه خواسته هات بي اعتنا ميشه
و زير همه چيز ميزني ؛ ديگه نه احساست , نه خودت  ؛ نه  هيچ کس ديگه ي
واست مهم نميشه ؛ ديگه پشت ميکني به همه احساست؛ ديگه واست غرورت مهم ميشه ، غروري که نمي دوني کجا بايد ازش استفاده کني ؛ غروري که   ...

 يکدفعه يادت مي افته که چه فرصتي رو از دست دادي ؛ تازه متوجه ميشي با لجبازي فرصتي رو که داشتي از دست دادي ؛اونوقت هست که از خودت لجت مي گيره واسي همه حماقت هات ؛ واسي همه بي فکري هات ؛ لجت مي گيره از خودت به اندازه تموم اون بي اعتنايي ها  ؛ به اندازه تموم ندونم کاري هات ،به اندازه تموم عشق و جدايي ها به اندازه....

اما ديگه کاري ازت بر نمي ياد ؛ يعني ديگه راهي واسي جبران نداري ؛ هيچ راهي ...

دل نوشته امروز: افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم
آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم
 و بعد ... براي آن چه از دست رفته آه ميکشيم


 

نوشته شده توسط امیر (مسافر کویر دلها) در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ساعت 12:41 موضوع | لینک ثابت


قسم خوردم

قسم خوردم كه پا به پاي تو مسير جاده عشق را بپويم

اما جاده عشق همراهي نمي كند

قسم خوردم كه همراه تو آرامش درياي عشق را حس كنم

اما درياي عشق سرابي بيش نبود

قسم خوردم تا لحظه مرگ ، عشقي جز تو در قلبم نباشد

اما حس مي كنم تو عشقم را فراموش كرده اي

قسم خوردم تنها اميد قلب بيقرارم ، نگاه چشمهاي مهربانت باشد

اما تو نگاه زيبايت را از من ديوانه پنهان مي كني

قسم خوردم تا آخرين نفس دوستت بدارم و عاشقت باشم

اما مي دانم كه تو ديگر دوستم نداري

قسم خوردم جز عشق تو ، هيچ عشقي را به سراچه قلبم راه ندهم

اما فهميدم كه تو معناي عشق مرا از ياد برده اي

قسم خوردم از غم عشق تو ديوانه شوم و بميرم

اما فهميدم كه حتي براي مردن هم خيلي دير شده خيلي !

شايد هيچ وقت احساس مرا درك نكني و عشق مرا ناديده بگيري

اما سوگند يك عاشق ، هرگز شكستني نيست

پس باز هم قسم مي خورم كه هرگز و هرگز سوگندهايم را نشكنم

و تا پاي جان عاشق بمانم و عاشق بميرم
 
 می دانم کوله ام سنگین و دلم غمگین است
 
اما تو دلواپس نباش...نیامدم که بمانم  
 


 

نوشته شده توسط امیر (مسافر کویر دلها) در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت 14:38 موضوع | لینک ثابت


در اين سرزمين بر مردم چه ميگذرد...

در اين سرزمين بر زبان ها حقيقت جاريست تنها بر طبق منافع شخصي امروزدزد و روز ديگر همان شخص باز بر طبق منافع با خدا مي شود
در اين سرزمين عدالت کامل پا برجاست تنها از خانواده کشته شدگان حق تير براي تحويل جگرگوشه هايشان گرفته مي شود
در اين سرزمين  همگان از نتايج انتخابات خرسند هستند تنها وسايل ارتباطات جمعي جهت قطع ارتباط مردم فيلتر شده  
در اين سرزمين امنيت کامل است تنها حضور گسترده نيروهاي امنيتي امنيت را از مردمان اين سرزمين ربوده اند
در اين سرزمين ارازل و اوباش دستگير شده اند تنها در عرض چند روز کل شهر ها پر از ارازل و اوباش شده
در اين سرزمين تقلب معنا ندارد تنها خودشون به تقلب به 50 مورد معادل 3000000اعتراف مي کنند
در اين سرزمين امنيت کامل است تنها جوانان اين سرزمين به دست هم وطنان بي وجدان خود کشته مي شوند
در اين سرزمين همه از وضع موجود راضي هستند تنها اگر کسي  ناراضي باشد مخالف ناميده مي شود
در اين سرزمين آزادي حکمفرماست تنها جواب آدما با گاز اشک آور و باتوم داده مي شود
در اين سرزمين امانت داري به حد اعلاست تنها بر راي مردم خيانت مي شود
در اين سرزمين حق مردم رعايت مي شود تنها بيت المال به تاراج مي رود
در اين سرزمين ملت اوباش ناميده مي شوند و نظامي ها ي با غيرت به خواهران و برادران خود حمله مي کنند
در اين سرزمين بسيج و سپاه و  گارد ويژه تشکيل شده براي به خاک و خون کشيدن مردم سرزمين خود
در اين سرزمين نظامي ها به وحشتناک ترين شکل ممکن (ندا آقا سلطان ) هم وطنان خود را مورد حمله قرار مي دهند
در اين سرزمين وجدان و شرف نظامي ها در ريختن خون مردم بي دفاع خلاصه شده

 


 

نوشته شده توسط امیر (مسافر کویر دلها) در یکشنبه یکم شهریور 1388 ساعت 14:29 موضوع | لینک ثابت


اين جهان چگونه کار مي کند؟

اگر شما امروز صبح سرحال تر از يک بيمار از
خواب بيدار شديد رحمت خداوند به شما بيشتر از
يک ميليون نفري است که در اين هفته مي ميرند.
اگر در يخچال خود غذا داريد ؛ لباس بر تن داريد،
سقفي بالا سر داريد ؛ و مکاني براي خوابيدن ، شما
ثروتمندتر از 75درصد از مردميد.اگر در بانک يا
کيف پولتان مقداري پول داريد در واقع در ميان 8
درصد از ثروتمندان جهان قرار گرفته ايد.
اگر سرتان را بالا گرفته و لبخندي زيبا بر لب
داشته باشيد و از صميم قلب شکرگزار خدا باشيد ؛
شما مورد رحمت خداوند قرار مي گيريد براي اين
که اکثريت مي توانند ولي بيشتر آن ها چنين نمي کنند.


 

نوشته شده توسط امیر (مسافر کویر دلها) در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ساعت 14:27 موضوع | لینک ثابت