تبليغاتX
دوران زندگی
زندگی با عشق
عاری از هر غم و اندوهی ؛ بی هیچ دغدغه ی ؛ با آسودگی خیال در کوچه پس کوچه های ذهن خود
چون نسیمی لحظه ها را بی هیچ شمارشی پشت سر گذاشته ؛ و زندگی را با عشق و امید سپری می کنی.
برای رسیدن به فرداهای شیرین ؛ رسیدن به رویاهای قشنگ زندگی برای ساختن آیند ه ی بهتر؛
برای ساختن بهترین ها و دوست داشتنی ترین ها ...
و در این گذر راه سبز و دل انگیز ؛ رودی زلال پراز عکس شمعدانی ها ؛
چون سفره ی رنگین در مقابل دیدگانت پهن میشود؛
حسی از شور و آرامش همراه بازمزمه های پرندگان؛سراسر وجودت را در بر می گیرد
حسی از جنس شبنم های صبحگاهی ؛ حسی از گلبرگ های لطیف بهاری؛ حسی از تازه ترین ها؛
وتو نیز همراه با لطیف ترین احساس ها ؛ با لطافت لحظه ها را می پیمایی
و همچنان پیش میروی ؛ میروی ؛ میروی تادر شبی مهتابی ؛به یاد زلالی رود شمعدانی ها می ایستی و به شب می نگری
به شبی که مهتاب دیگر نیست ؛ رود نیست؛ شمعدانی نیست؛
تنها خاطره ی از رودی زلال چون ستاره ی شب بر تو چشمک زده و سپس پشت ابرها از نظرها ناپدید میشود؛
و باز پیش میری بی آنکه به رودهای زلالی که در مقابل دیدگانت ایستاده اند توقف کنی...
و باز میروی ؛ به کجا و تا به کی؟ 
دل نوشته امروز:خوشبختی را در همین لحظه باور کن که دلی به یادت توست...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 23:15  توسط امیر (مسافر کویر دلها)  | 

زن کشاورزی بیمار شد،کشاورز به سراغ یک راهب بودایی رفت از او خواست برای سلامتی همسرش دعا کند.
راهب دست به دعا برداشت و از خدا خواست همه ی بیماران را شفا بخشد.
ناگهان کشاورز دعای او را قطع کرد و گفت: صبر کنید!از شما خواستم برای همسرم دعا کنید و شما دارید برای همه ی بیماران دعا می کنید!
راهب گفت:من دارم برای همسرت دعا می کنم.
کشاورز گفت:اما برای همه دعا کردید،با این دعا ممکن است حال همسایه ام که مریض است،خوب بشود و من اصلا از او خوشم    نمی آید.
راهب گفت:تو چیزی از درمان نمیدانی،وقتی برای همه دعا می کنم دعاهای خودم را با دعاهای هزاران نفر دیگری که همین الان برای بیماران خود دعا می کنند،متحد می کنم،وقتی این دعاها با هم متحد شوند،چنان نیرویی می یابند که تا درگاه خدا می رسند و سود آن نصیب همگان می شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 23:14  توسط امیر (مسافر کویر دلها)  | 

وقتی از صبح تاشب به کارهایی که انجام دادی خوب خوب فکر میکنی ؛ 
می بینی همه کارهای که انجام میدی به خاطر رضای خداوند نبوده ؛
تو تموم کارای که کردی و میکنی به دنبال نفع و ضرر اون کار؛ در این دنیا
یا اون دنیا می گردی ،
هیچ کارمون بدون داشتن انگیزه شخصی نبوده و نیست.
پس رضایت خدا کجای اعمال منفعت طلبانه ما هست ،
وقتی شروع به خالص بودن اعمالت می کنی می بینی چقدر سخته
که بخوایم اعمال و رفتارمون فقط و فقط به خاطر خدا باشه؛
چقدر سخته که بخوایم بدون در نظر گرفتن منفعتی ؛ اعمالمون خالص واسه خود خدا باشه؛
و زمانی که تصمیم به خالص بودن اعمالت ؛ اون هم خالص و بی ریا واسه خود خود خدا قدم بر میداری
حسی نو از تازه شدن رو در وجودت حس میکنی
حسی که ته به حال اون رو تجربه نکردی...

دل نوشته امروز: برایت دعا می کنم که : ای کاش خدا از تو بگیرد هر انچه را که خدا را از تو می گیرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 10:34  توسط امیر (مسافر کویر دلها)  | 

زدواج يکي از نعمت هاي خوب خداست که جهت زندگي بهتر از اين زندگي در اختيار انسان ها قرار داده شده.
حال اگر از اين نعمت درست استفاده بشه مسلما شيرين و رضايت بخش هست و اگر هم ...
ازدواج يعني با هم بودن ؛ همراه هم بودن ؛ در کنار هم بودن ؛ هم دل و همزبون بودن
ازدواج يعني در هر شرايطي و در هر زمان و موقعيتي با هم و در کنار هم براي بهتر زندگي کردن تلاش کنيم ؛ با هم يکدل و يکرنگ بودن براي لحظه لحظه هاي زندگي
ازدواج يعني ما شدن ؛ با هم و همراه شدن
يعني من و تو ما بشيم ؛ واسه رسيدن به خود خدا  دست به دعا بشيم
اگه
قرار باشه در اين زندگي اين ما شدن ها من بشه ؛ اگه قرار باشه زندگي رو بر
طرف مقابلمون سخت بگيريم و يا به عبارتي اين با هم بودن در حرف باقي بمونه
و در عمل در زندگي من برقرار باشه ؛ با هم بودن ها حذف بشه  و تنها من
تصميم بگيره ؛ تنها بودن ها و تنها لحظه ها رو سر کردن برجا بمونه ؛ مسلم
هست که توصيه مون به ديگران حذر از مقوله ازدواج هست ...

ازدواج يعني احترام به همسر ، به عبارت بهتر احترام به خودت ؛ احترام به انتخاب خودت ؛ احترام به
کسي  که جزي از وجودت ميشه ؛ که هر چه قدر اين  تکريم و احترام کم باشه ؛
در واقع بي احترامي به خودمون و شخصيتمون هست ؛ هر چي بي احترامي و بي
توجهي در زندگي بيشتر باشه زندگي سست تر وملال آور ميشه؛

ازدواج يعني با هم از بس مشکلات بر اومدن با هم لحظه هاي شيرين رو شيرين تر کردن.
يعني با هم و در کنار هم بهترين ها رو واسه هم خواستن. 
وقتي ازدواج رو انتخاب يک دوست ثابت و هميشگي بدونيم ؛ به جاي  عيب جويي از هم  در جهت اصلاح هم تلاش مي کنيم . 
دوران مجردي با متاهلي خيلي فرق داره اما اين فرق دليل بد بودن  يا خوب بودن ( مجردي يا متاهلي )نيست
هر
دوراني مزايا و معايب خودش رو داره و کسي که تصميم مي گيره ازدواج کنه در
واقع تصميم داره وارد مرحله ديگه ي از زندگيش بشه با قبول مسووليت هاي
جديد با همراه و همسفر جديد ؛ که اگر انتخاب اين همسر درست نباشه مسلما
نتيجه خوبي نداره

 ميشه گفت کساني که در ابتداي اين انتخاب در باب
انتخاب همسر و ازدواج خيلي طالب و مشتاق هستن و بعد از اندک زمان نچندان
طولاني گله و شکايت دارن به دليل انتخاب نادرست همسفرشون هست ؛ به دليل عدم آگاهي  لازم در اين مرحله از زندگي هست

دل نوشته امروز: گاهي همه اشکالات ازدواج تنها به يک حس آن مي ارزد اين که دوستي همدل از جنس مخالف داشته باشيم.
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:43  توسط امیر (مسافر کویر دلها)  | 

اين روزا آدما بي تفاوت به اطرافشون براي رسيدن به خواسته هاي دور و درازشون رو دلاي آدماي ديگه پا ميزارن و بي هيچ دغدغه اي به راه خودشون ادامه ميدن ؛ آدماي که تنها فکرشون رسيدن به خواسته هاي دور و درازشون هست و مهم نيست که از چه راهي به خواسته شون برسن ؛ مهم رسيدن به آرزوهايي هست که شب و روز بهش فکر مي کنن ؛ شکستن دل ديگرون يا بي اعتنايي به اونا و يا بي احترامي مسله ي پيش پا افتاده ي هست که ارزش ثانيه ي فکر کردن رو هم نداره ؛ به حق خود قانع نبودن و چشم طمعه به داشته هاي ديگرون داشتن خصلت باز آدما شده ؛ آدمايي که خود نيز چشم به ناموس و اموال ديگرون دارن...
غافل از اينکه اين دلاي که بي صدا ميشکنه وکسي صداي شکستنش رو نمي شنوه  يه روزي يه جايي مثل پتک بر سرشون خراب ميشه ؛
يه روزي يه جايي جواب اين دل شکسته بي صدا محکم تو گوششون زده ميشه؛
يه روزي يه جايي بدي بي جواب نمي مونه؛   
و بالاخره يه روزي يه جايي نتيجه تک تک اعمال و رفتار خودمون رو تو همين دنياي مادي مي بينيم
دل نوشته امروز: يادمون باشه سر سجاده عشق واسه همه بند ه هاي مهربون دعا کنيم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 13:26  توسط امیر (مسافر کویر دلها)  |